• وبلاگ : معرفت
  • يادداشت : چرا ساکتي ؟
  • نظرات : 0 خصوصي ، 4 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    روزي قول داديم با هم بريم به سرزمين بغض و عطش(کربلا) ، اما قسمت نشد، اون رفت ........ بعد برگشتنش مي گفت اربعين کربلا يه چيز ديگست، يه بار ديگه وعده گذاشتيم اربعين امسال با هم بريم ... اما اما اما انگار روزگار دوست نداشت با هم ديگه کربلا رو ببينيم، محمدرسول کربلارو ديدو واسه هميشه از کنارم رفت ... حالا قسمت شده تنهايي برم کربلا، دوست دارم هر کسي حقي از حقير به گردن داره منو ببخشه ... حلالم کنيد شايد ديگه فرصتي واسه نوشتن نداشته باشم ...